تبليغاتX
اگر عاشق ایران هستید به ما سر بزنید
IF YOU LOVE IRAN COME IN HERE

دريغ است كه ايران ويران شود

كنام پلنگان و شيران شود


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 21:19  توسط مهدی 

فرزندم! تو می توانی هر گونه "بودن" را که بخواهی باشی، انتخاب کنی. اما آزادی انتخاب تو در چارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخابی باید انسان بودن نیز همراه باشد و گرنه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است، که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچکس، هیچ چیز.
.....انسان یعنی چه؟ انسان موجودی است که آگاهی دارد ( به خود و جهان) و می آفریند (خود را و جهان را) و تعصب می ورزد و می پرستد و انتظار می کشد و همیشه جویای مطلق است؛ جویای مطلق. این خیلی معنی دارد. رفاه، خوشبختی، موفقیت های روزمره زندگی و خیلی چیز های دیگر به آن صدمه می زند. اگر این صفات را جزء ذات آدمی بدانیم، چه وحشتناک است که می بینیم در این زندگی مصرفی و این تمدن رقابت و حرص و برخورداری، همه دارد پایمال می شود. انسان در زیر بار سنگین موفقیت هایش دارد مسخ می شود، علم امروز انسان را دارد به یک حیوان قدرتمند بدل می کند. تو هر چه می خواهی باشی باش اما ... آدم باش.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 21:8  توسط مهدی  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 22:44  توسط مهدی 

25 فروردين روز بزرگداشت عطار نيشابوري گرامي باد.


آفرین جان آفرین پاک را   آنکه جان بخشید و ایمان خاک را
عرش را بر آب بنیاد او نهاد   خاکیان را عمر بر باد او نهاد
آسمان را در زبردستی بداشت   خاک را در غایت پستی بداشت
آن یکی را جنبش مادام داد   وان دگر را دایما آرام داد
آسمان چون خیمه‌ی برپای کرد   بی ستون کرد و زمینش جای کرد


ادامه شعر


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 15:46  توسط مهدی  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 17:5  توسط مهدی 


نظرات سيد محسن قائمي


عجب سر گذشتي !


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 16:39  توسط مهدی 

بهار آمد که آرايد جهان را                            صفا بخشد دل آزادگان را
بهار آمد که تا دل کام گيرد                        ز درد و غصه ها فرجام گيرد
بهاري خوش تر از ايران من نيست     گلي خوش بوتر از خاک وطن نيست
درودم بر تو ايران زنده باشي                   خزانت طي شود پاينده باشي


سال نو مبارك


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 20:17  توسط مهدی  | 

وقتی کارگزاران انوشیروان ساسانی در حال بنا کردن کاخ کسرا بودند به او اطلاع دادند که برای پیشبرد کار ناچارند برخی از خانه هایی که در نقشه بارگاه ساسانی قرار گرفته اند را نیز به قیمتی مناسب خریداری و سپس ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد، اما در این میان پیرزنی هست که در خانه ای گلی و محقر زندگی می کند و علیرغم آنکه حاضر شده ایم منزلش را به صد برابر قیمت واقعی اش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود . چه باید کرد؟ انوشیروان گفت " از من نپرسید که چه باید کرد . خودتان بروید و بنا به رسم عدالت و روح جوانمردی که همهء ما ایرانیان داریم با او رفتار کنید " . کسانی که از ویرانه های کاخ کسرا (ایوان مداین) بر لب دجله عراق دیدن کرده اند حتما دیوار اصلی کاخ را هم دیده اند که در نقطه ای خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک باز در خطی راست به جلو رفته است . این نقطه از دیوار همان جاییست که خانه پیرزن تنها بود و بنای کاخ را به احترام حقی که داشت کج ساختند تا خانه اش ویران نشود و تا روزی هم که زنده بود همسایه دیوار به دیوار پادشاه ماند . از آن زمان هزاران سال گذشته است اما دیوار کج کاخ کسرا باقی مانده است تا نشانه روح جوانمردی مردم ایران و عدل پادشاهانشان در عهد ساسانی باشد.
دیوار کج کاخ کسرا بر جای مانده است تا یادآور آن پیرزن تنها و نماد روح جوانمردی مردم ساسانی و نشانهء عدل و عدالت انوشیروان باشد.


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 12:21  توسط مهدی  | 

پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : اما من درخت نیستم، تو نمی توانی روی شانه من آشیانه بسازی.

پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدمها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و آدمها را اشتباه می گیرم. انسان خندید و به نظرش این خنده دارترین اشتباه ممکن بود.

پرنده گفت: راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟ انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید.

پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است. انسان دیگر نخندید. انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد، چیزی که نمی دانست چیست. شاید یک آبی دور، یک اوج دوست داشتنی.

پرنده گفت: غیر از تو پرنده های دیگری را نیز می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است، اما اگر تمرین نکند فراموش می شود. پرنده این را گفت و پر زد.

انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اینکه چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.

آنوقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : "یادت می آید ؟ تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم بالهایت را کجا جا گذاشتی؟

انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. آنوقت رو به خدا کرد و گریست! . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 12:21  توسط مهدی 

فلك گو با من اين نامردي و نامردماني بس كن

كه من سلطان عشق و شهريار ايرانم



كتاب:

آرش كمانگير


دانلود كتاب


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 22:38  توسط مهدی  | 

پس ای پان ترکیستها خفه شوید.ما تجزیه

طلب نیستیم و از ایران جدا نمی شویم


فر زند آذربایجان


یک نظر

نویسنده: انسان شنبه 22 مرداد1390 ساعت:14:44از کی فارسها به نام ترکها وبلاگ درست می کنند ؟؟؟مرگ بر فاشیزم پارس سگ

نظر دوستان چیه؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 13:0  توسط مهدی  | 

کتابخانه الکترونیک


راه اندازی شد.


 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 19:48  توسط مهدی 

انسان در فاصله لجن و خدا قرار دارد و چون دارای اراده است می تواند قطب لجنی یا قطب خدایی را انتخاب نماید چون دارای اراده است مسولیت را ایجاب می کند بنابراین از نظراسلام انسان تنها موجوددی است که نه تنها مسول سرنوشت خود بلکه مسول انجام رسالت خدایی در جهان و امانتدار در عالم طبیعت است که اسماء "حقایق گوناگون علمی" را آموخته و آموختن اسماء از خداوند یعنی درک و فهم حقایق علمی موجود در عالم و این خود مسوولیتی دیگر و بزرگترین مسوولیت

بنابراین انسان مسوولیت بزرگی در برابر خداوند دارد چون صاحب اراده و اختیار است

"انسان و اسلام"

"دکتر علی شریعتی"

"روحش شاد و یادش گرامی باد"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 21:20  توسط مهدی  | 


محمد بن ابراهيم قوامي شيرازي ملقب به صدر المتالهين يا ملاصدرا در ظهر روز نهم جمادي الاولي سال 980 قمري ديده به جهان گشود.پدر او خواجه ابراهيم قوامي مردي پرهيزگار ديندار و دوستدار و حامي دانش و معرفت بود.در زمان حيات ملاصدرا, شيراز داراي حكومت مستقلي بود و حكمراني آن به برادر شاه واگذار گرديد كه ،‌ پدر ملاصدرا بعنوان معاون او و دومين شخصيت مهم آن منطقه به شمار مي رفت, و به نظر مي رسيد تنها موهبتي كه خداوند به او ارزاني نداشته است داشتن فرزند باشد. اما بالاخره خداوند درخواست ها و دعاهاي اين مرد پاك و زاهد را بي جواب نگذاشت و بهترين پسران را به او ارزاني كرد كه او را محمد ملقب به صدرالدين نام نهاد به آن اميد كه عالي ترين شخصيت مذهبي گردد. در دوران جواني, صدرالمتالهين جوان با شيخ بهايي آشنا گرديد كه سنگ بناي شخصيت علمي و اخلاقي ملاصدرا توسط اين دانشمند جهانديده كم نظير بنا نهاده شد. و تكميل اين بناي معنوي را استاد ديگرش دانشمند سترگ و استاد علوم ديني و الهي و معارف حقيقي و اصول يقيني سيدامير محمد باقر بن شمس الدين مشهور به ميرداماد عهده دار گشت.از شاگردان او ميتوان به حاج ملاهادي سبزه زاري و ملامحسن فيض كاشاني اشاره كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 18:45  توسط مهدی  | 


سال نو مبارک
 
بر آمد باد صبح و بوی نوروز                به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادتتان این سال و همه سال        مبارک بادتتان این روز و همه روز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 0:48  توسط مهدی  |