تبليغاتX
اگر عاشق ایران هستید به ما سر بزنید
IF YOU LOVE IRAN COME IN HERE
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 22:35  توسط مهدی | 
 

تولد حضرت علی(ع)بر همه شیعیان جهان مبارک باد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 22:30  توسط مهدی | 

                                              زندگی نامه

کتابدار ساکت و محبوب دانشسرای عالی تهران شاعری بزرگ بود که بسیاری از مراجعین به کتابخانه این را نمی دانستند و از جامعه ی ساکت و خفته ی آن روزگار نیز بیش از این انتظار نمی رفت سال ها پیش در بیست و پنجم اسفند سال 1285ه.ش در شهر تبریز دختری متولد شد که نام او را پروین نهادند او از همان کودکی تحت نظر پدر ادیب خود تعلیم و تربیت یافت .کودکی تلاش گر و متفکر که کمتر حرف می زد و بیشتر فکر می کرد و به ندرت هم بازی دیگر کودکان می شد از همان دوران کودکی با ذوق و طبعی سرشار از احساسات علاقه زیادی به شعر و ادب فارسی نشان می داد.

 

عمر پروین اعتصامی بسیار کوتاه ولی پر برکت بود.او بعد از کسب افتخارات فراوان و درست در زمانی که برادرش ابوالفتح اعتصامی دیوانش را برای چاپ دوم آن حاضر می کرد ناگهان در روز سوم فروردین 1320 بستری شد.پزشک معالج او که بیماری اش را حصبه تشخیص داده بود در مداوای او کوتاهی کرد و متاسفانه زمان از دست رفت . در شبی که حال او بسیار وخیم بود و در بستر مرگ افتاده بود (نیمه شب شانزدهم فروردین 1320)پزشک خانوادگی را چندین بار به بالین او خواندند و حتی کالسکه ی آماده ای به در خانه اش فرستادند ولی نیامد. پروین در آخرین لحظات از دایی خود که هر روز بر بالین او حاضر می شد در خواست دعا کرد و از خداوند برای مادر خود طلب صبر و استقامت نمود.سرانجام آخرین لحظات زندگی را در آغوش پر مهر مادر سپری کرد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکر پاک او را در آرامگاه خانوادگی (در صحن مطهر حضرت معصومه(س))در قم و در کنار پدرش به خاک سپردند .بعد از مرگ او قطعه شعری در وسایل او پیدا کردند که قبلا برای سنگ مزار خود سروده بود که اینک بر سنگ مزارش نقش بسته است.  

اینکه خاک سیهش بالین است

 

اختر چرخ ادب پروین است

گر چه جز تلخی از ایام ندید

 

هر چه خواهی سخنش شیرین است

صاحب آنهمه گفتار امروز

 

سائل فاتحه و یاسین است

دوستان به که ز وی یاد کنند

 

دل بی دوست دلی غمگین است

خاک در دیده بسی جان فرساست

 

سنگ بر سینه بسی سنگین است

بیند این بستر و عبرت گیرد

 

هر که را چشم حقیقت بین است

هر که باشی و زهر جا برسی

 

آخرین منزل هستی این است

آدمی هر چه توانگر باشد

 

چو بدین نقطه رسد مسکین است

اندر آنجا که قضا حمله کند

 

چاره تسلیم و ادب تمکین است

زادن و کشتن و پنهان کردن

 

دهر را رسم و ره دیرین است

خرم آن کس که در این محنت‌گاه

 

خاطری را سبب تسکین است

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 19:33  توسط مهدی | 

            

مرتضی مطهری

شیخ الرئیس در نشر معارف و حکمت اسلامی در جهان اسلام نقش بر جسته ای داشته است او اعجوبه ای دهر و نادره ی روزگار بود شناختش یک عمر و شناساندنش کتابی بسیار قطور می خواهد.

نظامی عروضی

اگر بقراط و جالینوس زنده شوند روا باشد که پیش قانون ابن سینا سجده کنند.

ادوارد براون(دانشمند انگلیسی)

قانون ابن سینا بر اثر آنکه به شکل دایره المعارف است و به واسطه ی نظم و ترتیب منطقی و طرز بحث مجتهدانه اش اهمیت یافته و کتاب های رازی و علی بن عباس مجوسی را با آن همه فضیلت عقب زده است.

جرج سارتن(مورخ بزرگ علم)

ابن سینا پدیده فکری ویژه ای است که چه بسا کسی را که در هوشمندی تحرک تلاش و تولید اندیشه به پایه او برسد نتوان یافت.

ابن رشد اندلسی(فیلسوف مسلمان)

موضوعی که در آثار ابو علی قابل تذکر است توجه او به ایجاد نظم و اسلوب منطقی در علم می باشد و ایم موضوعی است که هفت قرن پس از او به وسیله دکارت در اروپا عنوان شد و امروز همگان این روش را روشی دکارتی می نامند در کتاب شفا مطالبی است که از ارسطو به ما نرسیده است و تنها ابن سینا از میان فلاسفه بر آن عقیده رفته و با اصول فلسفه یونان به مخالفت بر خاسته .

پاکتوروویف(دانشمند روسی)

این نابغه آفرینش گر مانند متقدمین بزرگ خود جالینوس و ارسطو در رشته های مختلف علوم ریاضی طبیعی طب و فلسفه مسلط بود و بیش از آنها مانند :کیمیا معدن شناسی حیوان شناسی جغرافیا تشریح و وظائف الاعضای انسانی وقف مسائل طبیعی و طب شده است.

آلدومپلی (دانشمند ایتالیایی)

پور سینا در پزشکی از بقراط و جالینوس فراتر رفت و در فلسفه ارسطو را پشت سر گذاشت دفتر های پزشکی بقراط و جالینوس را بر آزمایش نگرش های فلسفی ارسطو زد و میانه ای آن هر دو را برگزید و تمامی نگرش های فلسفی و پزشکی قوم های عرب زبان شرق را در این باره گرد آوری نمود.

دکتر گوستاولوبون (مستشرق فرانسوی)

ابن سینا را ملک الاطبا لقب دادند و نفیس ترین کتابش کتاب قانون است که در آن از تشریح فیولوژی بهداشت بیماری ها درمان آنها و خواص ادویه بحث کرده کتاب مزبور مدت شش قرن در دانشکده های اروپا مخصوصا در فرانسه و ایتالیا جزو کتاب درسی بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:37  توسط مهدی | 

نام فردوسی ابوالقاسم منصور است و او متعلق به طبقه دهقانان بوده فردوسی امروزه در جهان ادب به عنوان شخصیت جهانی شتاخته شده است ملل غربی در تعریف و تمجید از او از شرقیان عقب نمانده اند اگر چه شاهنامه در میان فارسی دانان شرق محبوبیت بیشتری دارد در تحقیق و نقد شرح احوال فردوسی غرب بر شرق پیشی گرفته است.شاهنامه بزرگترین کارنامه  زندگی فردوسی است در تعریف این شاهکار اهل قلم نظرات گوناگون بیان کرده اند .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:25  توسط مهدی | 

سهراپ سهری شاعر و نقاش معاصر در سال 1307 در کاشان به دنیا آمد تحصیلات عالیش را در رشته نقاشی با کسب رتبه نخست و دریافت مدال درجه اول علمی به پایان رساند زبان شعری سهراب در برخی اشعار او به ظاهر ساده و بی آلایشی و در برخی اشعار او به ظاهر ساده و بی آلایش و در برخی دیگر آمیخته با مفاهیم عرفانی و فلسفی و همراه با نمادهایی است که محصول سفرها و آشنایی او با آئین های بودایی و نیز اندیشه های عرفای بزرگ ایرانی و اسلامی است او با ادبیات اروپایی و شرقی آشنایی داشته و از او ترجمه هایی نیز باقی مانده همچنین کتابی به نثر به نام اتاق آبی از او به یادگارمانده تمام کتابهای شعرش مرگ رنگ زندگی خوابها آوار آفتاب شرق اندوه صدای پای آب مسافر حجم سبز و ما هیچ مانگاه را در اواخر عمر خود در هشت کتاب جمع نمود و سر انجام در اول اردیبهشت سال 1359 بر اثر سرطان خون در گذشت.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:0  توسط مهدی | 

حسین بن عبدا...بن علی بن سینا در سال 370 هجری قمری متولد شد.پدرش عبدا...اهل بلخ و پیرو مذهب اسماعیلی بود اما برای انجام کارهای حکومتی در روزگار امیر منصوربن نوح سامانی به بخارا مسافرت کرد او از کارگزاران و عاملان مالیاتی سامانیان شد و برخی از امورات روستای خرمیثن را به عهده گرفت نزدیک این ده روستای دیگری بود که افشنه نام داشت پدرم دختری به نام ستاره از اهالی این روستا را خواستار شد و او را به زنی گرفت حاصل این ازدواج دو پسر بود که حسین پسر بزرگتر و برادرش محمود پسر کوچکتر خانواده بود.

سال شمار زندگی(هجری قمری)

370 تولد در قریه ی خرمیثن از دهات بخارا

376 آغاز دانش اندوزی

385 اتمام تحصیل علوم طبیعی و الهی و آغاز کار طبابت

387 راه یافتن به دربار سامانی

391 آغاز تالیف و تصنیف

392 آغاز سفرهای شیخ و ترک بخارا

403 ورود به گرگان

404 عزیمت به ری

405 رفتن به همدان و وزارت امیر شمس الدوله

412 پایان وزارت و حبس

414 فرار به اصفهان

421 غارت اموال و کتاب های شیخ در اصفهان توسط سپاه مسعود غزنوی

428 بیماری و پایان زندگی در بازگشت به همدان

آثار

به ابن سینا 238 کتاب و رساله نسبت داده اند اگر چه ممکن است همه ی آن ها متعلق به او نباشد ولی حکایات از کیفیت و گستردگی فعالیت او می کنند

قانون, الاشارات و التنبیهات, شفا, لواحق, حاصل و محصول, بر و اثم(نیکی و بدی), انصاف و اتصاف, کتاب مجموع, کتاب اوسط جرجانی در منطق, مبدا ومعاد در نفس, ارصادالکلیه, معاد اصغر, علائی, زبان عرب در لغت, دانشنامه, نجات, هدایت, قولنج, رساله حسن بن یقظان, ادویه القلبیه, مقاله در نبض به فارسی, رساله ای در مورد زاویه, مباحثات پرسش و پاسخ بهمنیار, ده مساله در جواب ابوریحان بیرونی, کتاب حکمت المشرقیه,

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 12:34  توسط مهدی | 

میرزا تقی خان امیرکبیر

محمد تقی پسر کربلایی محمد قربان و فاطمه سلطان آن گونه که از شواهد بر می آید در سال 1222ه.ق در هزاوه از محال فراهان به دنیا آمد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 12:55  توسط مهدی | 

سید محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار در سال 1285 ه.ش در شهر تبریز دیده به جهان گشود پدر وی سید میر آقا خشنگنابی در آن زمام از وکلای درجه یک تبریز و مردی نسبتا متمول و مادرشان کوکب خانم از خویشاوندان میرآقا بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 13:0  توسط مهدی | 

به نام خداوند جان و خردخداوند نام و خداوند جایخداوند کیوان و گردان سپهرز نام و نشان و گمان برترستبه بینندگان آفریننده رانیابد بدو نیز اندیشه راهسخن هر چه زین گوهران بگذردخرد گر سخن برگزیند همیستودن نداند کس او را چو هستخرد را و جان را همی سنجد اویبدین آلت رای و جان و زبانبه هستیش باید که خستو شویپرستنده باشی و جوینده راهتوانا بود هر که دانا بوداز این پرده برتر سخن​گاه نیست کزین برتر اندیشه برنگذردخداوند روزی ده رهنمایفروزنده ماه و ناهید و مهرنگارنده​ی بر شده پیکرستنبینی مرنجان دو بیننده راکه او برتر از نام و از جایگاهنیابد بدو راه جان و خردهمان را گزیند که بیند همیمیان بندگی را ببایدت بستدر اندیشه​ی سخته کی گنجد اویستود آفریننده را کی توانز گفتار بی​کار یکسو شویبه ژرفی به فرمانش کردن نگاهز دانش دل پیر برنا بودز هستی مر اندیشه را راه نیست
+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 1:32  توسط مهدی | 

            

چرا درزندگی خرم نباشیم                  چرا با دوستان همدم نباشیم

چرا هر فرصتی پیش اید ازعمر       در ان فرصت بفکر هم نباشیم

به هنگام نیاز و بی نیازی                  چرا همدم چرا محرم نباشیم

روا نبود که ما با نام انسان             به زخم بیکسان مرهم نباشیم 

غم همنوع خور گر ادمی تو             که بی این غم یقین هدم نباشیم

                                 شعر:رفیع

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 13:45  توسط مهدی | 
Happy new year and have a good holiday                                    

                                      سال نو مبارک و تعطیلات خوبی داشته باشید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 22:15  توسط مهدی | 

كوروش

كوروش كه سلطنت ماد را به دست آورد ، همان سياست كشور گشايي را كه ؛هوخشتره ؛ آغاز نموده بود ادامه داد .
كوروش داراي دو هدف بود : در غرب تصرف آسياي صغير و ساحل بحر الروم ، كه همهء جاده هاي بزرگي كه ايران از آن مي گذشت به بنادر آن منتهي مي شد ، از سوي شرق تأ مين امنيت .
در جنگ شديدي كه بين كوروش و كرزوس ، پادشاه ليدي در گرفت . كرزوس شبانه فرار كرد و سپاهيان خود را متفرق كرد. او در سر راه خود ، آباديها را خراب كرد تا مانع حركت كوروش شود .
كرزوس تصور مي كرد كوروش به واسطهء رسيدن فصل زمستان ترك مخامصه مي كند ، اما بر عكس ، كوروش به پيشروي خود ادامه داد و در مقابل سواره نظام ليدي از شتر استفاده كرد ، اسبهاي ليدي از مقابله با شتران ، متوحش گرديده و گريختند . كوروش شهر را محاصره كرد و ليدي تسخير شد . پس از تسخير ليدي كوروش متوجهء شهرهاي يوناني شد و آنها را يكي پس از ديگري تسخير كرد . بدين ترتيب كوروش فتح آسياي صغير را به پايان رساند. سپس متوجهء سرحدات شرقي شد و پس از رسيدن به سيحون ، در آنجا شهرهايي محكم به منظور دفاع از حملات قبايل آسياي مركزي بنا كرد. بابل به واسطهء بي كفايتي ؛ بنونيد ؛ پادشاه بابل بدون دفاع سقوط كرد . كوروش در همان نخستين سال سلطنت خود در بابل ، فرماني مبني بر آزادي يهوديان از اسارت و بازگشت به وطن و تجديد بناي معبد خود در بيت المقدس انتشار داد .
در اثر شورش ماساژت هاي نيمه صحراگرد ، كه يك تيرهء سكايي بودند ، مرزهاي شمال شرقي مورد تهديد قرار گرفت . كوروش ،كمبوجيه را به عنوان شاه بابل انتخاب كرد و به جنگ رفت . در ابتدا موفقيت هايي بدست آورد اما ملكه ؛ توميريي؛ او را به داخل سرزمين خود كشاند و كوروش در نبرد سختي ، شكست خورد و زخم برداشت و بعد از سه روز درگذشت . جسد وي را به پاسارگاد آوردند ودر مقبره اي دفن كردند .
و بدين ترتيب ؛ كوروش ؛ ، اين بزرگ مرد تاريخ ، صفحات درخشاني از تاريخ ايران را به خود اختصاص داد وايراني سرفراز و متمدن را به جهان هديه كرد.
ادامهء کوروش يا ذوالقرنين :
پس آن شخصيت تاريخي كه اعمال و صفات او اين است همين ذوالقرنين است ولي اين مرد كيست و چه وقت و در كجا بوده است ؟ نخستين مسئله اي كه خاطر مفسرين را به خود مشغول كرده نام يا لقب اين مرد است. چه انساني كه قرن يا قروني داشته باشد در تاريخ ديده نشده است از اين رو به حيرت فرو رفته اند و در تفسير آن علي العميا دچار اشتباهاتي شده و آرائي مختلف داده اند. بعضي گفته اند كه « قرن » در معناي لغوي آن استعمال نشده بلكه بدان زمان اراده شده است از اين رو كه اين پادشاه دير زماني فرمانروايي كرده و فتوحات وي تا دو قرن كشيده است و از آن به ذوالقرنين ملقب شده است.
آنگاه طبقه اي از صاحبان نظر بدين رفتند كه اسكندر مقدوني كه به جهانداري و كشورگشايي ها در شرق و غرب مشتهر است همين ذوالقرنين است. و طاهراً شيخ ابوعلي سينا اول كس است كه در كتاب شفا بر اين طريق رفته است و در بيان مناقب ارسطو گفته است ؛ او معلم اسكندر كه قرآن وي را ذوالقرنين ناميده و بر ايمان و سلوك قويم او ثنا گفته است. و امام فخرالدين رازي نيز ابن سينا را در اين راي پيروي كرده و در تفسير شهير خو دبنا بر شييوه ي مخصوص خويش هر انچه را مخالف اين راي بوده نيز آورده است ولي وي مبتني بر همان شيوه با آوردن پاسخ هاي واهي به راي ابن سينا قناعت كرده است. در صورتي كه به هيچ وجه نمي توان قائل شد كه اسكندر مقدوني همان ذوالقرنين است كه قرآن ذكر او را آورده است. و گفته نشده كه فتوحات اسكندر مقدوني در شرق و غرب بوده و همچنين وي در تمام دوران زندگي خود سدي نساخته .
يهوديان ايمان دارند كه هر آنچه پيشگويي آمده است پيغمبران زماني دراز پيش از وقوع حوادث از آنها خبر داده اند و حوادث حرف به حرف آنها را تصديق كرده است و همچنين يهود عقيده ي راسخ دارند كه ظهور كوروش از جانب خدا بوده است. خداي او را براي نجات بني اسرائيل از بلاي عظيمي كه دامنگير آنان بود و براي تجديد عمارت اورشليم برانگيخته است. پس كوروش در كلام يشعياي نبي به شبان خدا و مسيح وي ملقب شده و گفته شده است كه وي اراده ي خدا را اجرا مي كند و خدا او را به نام خود ندا كرده و براي حمايت بني اسرائيل و كوچ دادن ايشان فرستاده است. و در روياي دانيال كوروش در صورت قوچ دو شاخ ( ذوالقرنين) مجسم شده و يشعياه او را در شكل « عقاب شرق » ديده. پس عقيده ملي يهود در اين باب واضح و روشن است. و اين عقيده ثابت مي كند كه ايشان مستند به اسفار مقدس خود تصور مي كردند كه كوروش ذوالقرنين يعني صاحب دوشاخ است و ظهور وي را مصدق بشارت الهامي انبياي خود ميدانستند. مادامي كه امر چنين باشد پس طبيعت حال حكم مي كند كه مقصود در سوال يهود از « ذوالقرنين » تنها شخص كوروش است و بس. يعني همان پادشاهي كه دانيال وي را در شكل قوچ ( لوقرانائيم يعني ذوالقرنين ) ديده هم اوست.
كشف باستانشناسي « علم الآثار » مهم مجسمه ي سنگي كوروش به عينه است كه آن را ايستاده در جايگاهي دور از پايتخت قديم ايران , استخر , قريب پنجاه ميل بر كرانه ي نهر « مرغاب » يافته اند و جيمس موريه نخستين كس است كه از وجود آن خبر داد آنگاه پس از سالها سير رابرت كيرپرتو به محل مجسمه رفته و آنرا مورد تفحص دقيق قرار داد و صورتي از مجسمه بامداد ترسيم و نشر كرد , و اين رسم در كتاب سياحت وي به ايران و گرجستان به طبع رسيده است و سپس القس فارستر به سال 1851 ميلادي در مجلد دوم كتاب خود در باره ي مجسمه سخن رانده و بدان بر نصوص تورات استدلال كرده و همچنين صورتي از مجسمه واضح تر از نخستين منتشر كرد و تا اين زمان هنوز خواندن خط ميخي كشف نشده بود ولي فقط ثابت شده بود كه مجسمه از سيروس يعني كوروش است نه ديگري. مجسمه مزبور به بالاي انساني است و بر دو جانب وي دو بال مانند دو بال عقاب و بر سرش دو شاخ همچون شاخ قوچ است. دست راست وي دراز شده و بدان بسوي پيشاپيش اشاره مي كند و جامه ي وي عيناً همان جامه ي معمولي است كه در تصاوير شاهان بابل و ايران مي بينيم. اين مجسمه بي شبهه ثابت مي كند كه تصور « ذوالقرنين» در باره ي كوروش و بس پديد آمده است. در روياي دانيال آمده است كه قوچي را كه ديده است دو شاخ بر سرش بوده ولي مانند ديگر قوچها نيست بلكه يكي از دو شاخ پشت ديگري بوده است , همچنين نيز دوشاخ را در مجسمه مي بينيم. اما وجود دو بال به آنچه در سفر يشعياه آمده مطابقت مي كند .
و ذوالقرنين هجوم سوم خود را به شهرهاي كوهستاني آغاز كرد. ناحيه اي كه از پشت كوههاي آن يأجوج و مأجوج مي تاختند و به غارتگري مي پرداختند. وي در آنجا سدي بنا كرد ‏, اين كار مهم سوم او بود و بدينسان بدانجا رفت كه بحر خزر بر سمت راست او بود تا به كوههاي قفقاز به جايگاهي رسيد كه تنگنايي ميان دو كوه آن بود.
قرآن اين خبر را اينچنين بيان مي كند: « حتي اذا بلغ بين السدين ؛ وجد من دونهما قوما لايكادون يفقهون قولا – قرآن 18 / 93 » يعني آنان مردمي كوهستاني و متوحش اند از مدنيت و عقل و فهم محروم شده اند. و مقصود از اين « سدين » تنگه ايست كه در كوههاي قفقاز و بر سمت راست قفقاز بحر خزر را مي بينيم كه راه جانب شرقي آنرا مسدود مي كند و بر سمت چپ درياي سياه است كه طريق جانب غربي آن را مسدود مي بندد. در وسط سلسله كوههاي بلندي را مي بينيم كه به منزله ي ديواري طبيعي مي باشد. بدين سبب براي مهاجمين از جانب شمال هيچ منفذي نيست به جز تنگه ي وسط اين كوهها كه مهاجمين از آن مي گذشتند و به غارت بلاد واقع در پشت اين كوهها مي پرداختند. كوروش در اين تنگه سدي آهنين بنا نهاد و با آن سد راه غارتگران را بست. و نه تنها مردم قفقاز بواسطه ي اين سد ايمن شدند بلكه اين سد براي امنيت كليه كشورهاي آسياي غربي به منزله ي دژ مستحكم و دروازه ي مقفل استواري به شمار مي رفت. اما قومي را كه ذوالقرنين در آنجا ديد كه خالي از خرد بودند محتمل است همان اقوامي باشند كه يونانيان آنان را به نام « كولشي » خوانده اند و در سنگ نوشته ي داريوش « كوشيا » ناميده شده اند. اينها تهاجمات يأجوج و مأجوج را به كوروش شكايت كردند و چون از حضارت دور بودند قرآن آنان را بدينسان وصف كرده است : « لا يكادون يفقهون قولا » يعني زبان نمي فهميدند.
بنا بر آنچه گذشت , شخصيت كوروش كبير با پادشاهي كه قرآن تحت عنوان « ذوالقرنين» از او نام برده است مطابقت كامل دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 21:51  توسط مهدی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 22:22  توسط مهدی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 21:1  توسط مهدی | 

کیش زرتشت بر پایه سه دستور اخلاقی پر ارج قرار می گرفت که تا ان روز هیچکس مانندش را ابراز نکرده و بنابراین از هرحیث تازه و بکر بود.سه دستور اخلاقی مزبور که در واقع اساس اموزشهای زرتشت را برپا  می داشت در سه عبارت کوتاه شده بود:

اندیشه نیک

گفتار نیک

کردار نیک

در کتاب اوستا پی در پی از این سه دستوراخلاقی یاد ودر باره انها با بیانی ستایشگرانه بحث و گفتگو شده است.اندیشه نیک گفتارنیک را به بار می اورد در دل انسان تخم نیکی میپروراند و در نهایت به صورت کار وکردار پسندیده در می اید که عاملش مورد مهر و محبت اهورامزدای دانا و توانا واقع شده و شایستگی ورود به بهشت برین را پیدا مکند.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 0:7  توسط مهدی | 
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 1:50  توسط مهدی | 

                                           بنابر تحقیقات جداگانه ای که"السورت هونتیگون و فیلد"انجام دادند و نظریه ای که ابراز داشته اند انسان متفکر در این ناحیه به سوی تکامل گام برداشته و برای کشف مراحل زندگی هنوز هم باید در این فلات به جستجو پرداخت انسان پیش از تاریخ که در نجد ایران می زیست در دوره پارینگه سنگی در سوراخهایی که در قسمت پردرخت ایجاد میکرد و یا در یکی از قارهای سنگی کوهستانی می زیست و بدین وسیله خود را تا حدی ازگزند سرما وحمله حیوانات وحشی حفظ می کرد برای اولین بار گیرشمن درسال1949 اثار و بقایای انسان مزبور  را درحفاری غاری در تنگ"پبده Pabda" کوههای بختیاری در شمال شرقی شوشتر تشخیص داد در اینجا انسان بری تهیه خوراک از شکار استفاده می کرد و با تبر و چکش سنگی و غیره که گاهی دسته چوبی داشتند حیوانات را شکار می کردند.                       

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 19:37  توسط مهدی | 

                                            پروفسر"رانسی مان" Steven Runciman در کتاب نفوذ ایران در تمدن اروپا پس تشریح نفوذ وتاثیر صنایع زیبا و معماری . مجسمه سازی و طرح نقشه و منسوجات و میناکاری و شیشه بری ایران در هنرهای اروپا در قرون وسطی مینویسد"بطور کلی هیچ یک از شعب صنعت و هنر اروپای قرون وسطی یافت نمیشود که نفوذ و تاثیر هنر دوره ساسانی در ان دیده نشود و هنرهای مغرب زمین که اینهمه  مایه مسرت و افتخار ماست هرگز بدون کمک و دستیاری ایران ترقی نمیکرد و رونق و شکوه نمی یافت.

تالبوت رایس Talbot Rice در میراث ایران مینویسد:"از لحاظ تاریخ هنر میراث ایران بعالم بیزانس (روم شرقی)فوق العاده مهم است تا انجا که میتوان گفت ترقی و توسعه معماری بیزانس بدون نفوذ پیشین ایران امکان پذیر نبود .اهمیت وبسط دامنه صنایع ایران بحدی است که درعالم هیچ موزه مهمی نیست که شعبه ای مخصوص برای اثار ایران نداشته باشد.

پروفسور پوپ درکتاب "شاهکارهای صتایع ایران"در1945 مینویسد :"در شصت قرن معلوم فلات ایران افکار و فنونی از خود ظاهر کرده و به جهان داده که کمک به متمدن کردن بشر نموده و ادمی را از سقوط محفوظ داشته است نوشتن و خط ارقام هندسی صنایع کشاورزی و فلز کاری نجوم و علوم ریاضی مبدا اراء دینی و فلسفی  تماما از شرق نزدیک سرچشمه گرفته و سرچشمه عمده فرهنگ شرق نزدیک فلات ایران است.

گروسه فرانسوی در کتاب روان ایران اظهار میدارد :"اگر یک نفر خارجی را رخصت اظهار نظر باشد باید گفت که ایران حق بزرگی بر گردن بشر دارد زیرا به شهادت تاریخ ایران با فرهنگ نیرومند و ظریفی  که در طی قرون بوجود اورده وسیله تفاهم و توافق و هماهنگی را میان ملل ایجاد نموده است.    

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 19:37  توسط مهدی | 

در حدود 7000 سال قبل در دشت وسیعی که بین قزوین و ری وجود دارد مردمی زندگی می کرده اند که دارای تمدن پیشرفته ای بوده از حفاریهایی که در این ناحیه بعمل امده معلوم شده است که ساکنان این قسمت به خانه سازی و کشف گندم اشنایی داشته اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 23:50  توسط مهدی | 

تپه حسنلو در کنارقریه ای به همین نام  در اطراف شهرستان نقده و در 99 کیلومتری شهر ارومیه واقع شده است این تپه ده دوره تمدن های مختلف را در دل خود پنهان دارد نخستین دوره مصادف با ظهور اسلام است دورهای دوم به بعد مربوط به قبل از اسلام است و تا 6000 سال قبل از میلاد مسیح می رسد این تپه در 9000 سال قبل از میلاد مسکن اقوامی موسوم به مانها یا منائی ها بوده است ظروف سفالی پیدا شده در این تپه بیشتر مربوط به قرن چهارده و پانزده قبل از میلاد است که در ساختن ان از چرخ کوزه گری استفاده شده است علاوه بر اشیاء سفالی اشیاء فلزی از قبیل مجسمه گوشواره و دستبند پیدا شده است که از طلا و نقره ساخته اند و بسیار ظریف می باشد در میان اشیاء کشف شده در1337 باستان شناسان به یک جام طلا برخورد

کردند که بعدا مشخص شد از بزرگترین شاهکارهای هنری جهان بشمار می رود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 14:16  توسط مهدی | 

دکتر احمد تاجبخش در"تاریخ مختصر تمدن و فرهنگ ایران"مینویسد:در ضمن حفاریهایی که در سالهای گذشته بعمل امده این موضوع ثابت شده است که جلگه بین النهرین مهد تمدن بشر نبوده و فلات ایران گهواره تمدن بشری است و طبق بررسیهایی که به عمل امده سیستان در حدود 5000 سال قبل یکی از ابادترین مناطق خاورمیانه بوده و معلوم نیست بر اثر چه حادثه ای سوخته و بصورت ویرانه ای در امده است ضمن حفاریهایی که در این ناحیه به عمل امده مقدار زیادی قطعات شکسته سفال و اجناس مختلف از قبیل حصیر و شیشه و اثار دیگری از زندگی انسانها بدست امده است باستان شناسان ثابت کرده است که این شهردر فاصله 1900 تا 2900 سال پیش از میلاد محل سکونت بوده است و مردم این ناحیه به صنعت کوزه گری حصیر بافی و سنگ تراشی و تهیه زینت الات از سنگ لاجورد و فیروزه اشنا بوده اند.   

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 16:27  توسط مهدی | 

درقرن هفتم قبل ازمیلاد شهر"زیویه"که در چهل کیلومتری شرق سقز قرار دارد یکی از نواحی اباد ومهم بوده است از این ناحیه مجموعه نفیسی از اشیاء طلا سفال و عاج  بدست امده است قسمتی ازیک گردنبند طلای زیویه که بدست امده نقش حیوانات برجسته بروی ان دیده میشود که بروی چشم و گوش حیوانات اشیاء فیروزه ای رنگ نشانده اند  و نیز دستکش طلایی که مربوط به قرن هفتم قبل از میلاد است و نیز اثار سفالی که بالعاب از اثار مکشوفه زیویه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 22:19  توسط مهدی | 

تاریخ تپه یحیی که 18 متر ارتفاع دارد در 24 کیلومتری جنوب کرمان از زمان عصر حجر شروع و به عصر ساسانیان ختم می گردد "اورل شتاین"اولین کسی بود که تشخیص داد ناحیه جنوب شرقی ایران انباشته از اثار تمدن مهم قبل از تاریخ می باشد دکتر "لمبرگ گارلوفسکی"رئیس هیئت حفاری تپه یحیی نوشته است که مهمترین کشف پیدا کردن یک ساختمان دولتی بوده است که پنج اطاق بزرگ داشته و دران الواحی پیدا شده که بعضی سفید بوده است الواح مذکور با خط تصویری و نیمه تصویری نوشته شده و می رساند که در5 هزار سال قبل مردم این منطقه دارای تمدن پیشرفته بوده و به خط اشنایی داشته اند تمدن این ناحیه نشان میدهد که همزمان با تمدن های اسیای غربی در جنوب شرقی ایران جامعه متمدن و پیشرفته ای زندگی کرده اند اثار پیدا شده بخصوص الواح گلی که نمودار پیدایش خط در این منطقه میباشد تپه یحیی را یکی از مراکز مهم تمدن ایران باستان معرفی کرده است نوشته های لوحه های گلی با ازمایش بروی ماد الی با روش کربن 14 مربوط به 3560 سال قبل میباشد اشیاء مفرغی مکشوفه درتپه یحیی میرساند که فلز کاران قادر بوده اند برای گداختن سنگهای معدنی حرارت زیادی ایجاد کنند این حفریات معرف سکونت انسان در ادوار مختلف بوده که قدیمیترین اثار ان مربوط به دوران اشکانیان و ساسانیان میباشد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 21:1  توسط مهدی | 

در کاوشهای سالهای 1349 و 1350 باستان شناسان دز این منطقه اثار اسکلت ها را در فبرها مساهده کردند و سفال های پیدا شده به شکل کوزه یا کاسه کوچک به رنگهای نخودی سبز بنفش قرمز خاکستری مشخص کرد که هنرمندان با سلیقه سفالهای متنوعی ساخته اند از اشیاء فلزی ارزنده یک پرچم فلزی و دو بشقاب بزرگ مفرغی بانقوش برجسته ماهی و غزال کشف شده که در در نوع خود بی نظیر است و با کشف کوره های ذوب مس معلوم میشود که در 5000 سال قبل ازمیلاد انجا مرکز تهیه اشیاء فلزی بوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 20:1  توسط مهدی | 

اثار این تمدن درتپه حصارک نزدیک دامغان برای اولین بار کشف شد و به همیت مناسبت نام تمدن حصار بر ان نهادند در این دوران رابطه زیادی میان نواحی مختلف ایران و مناطق دیگر خاورمیانه بوجود امده است از این زمان ادوات فلزی و ظروف سفالی و سنگی در نهایت زیبایی بدست امده است که نشان دهنده پیشرفت صنایع این تمدن می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 23:43  توسط مهدی | 

برای اولین باراثار این تمدن پیش از تاریخ در  تپه چشمه علی در جنوب شرقی تهران کشف گردید و به همین مناسبت این دوره به نام تمدن چشمه علی نامگذاری شد. ادوات استخوانی و سنگی دراین دوره به طرززیبایی

ساخته شده وصنعت سفالگری پیشرفت زیادی داشته است و هنرمندان نقوش بس زیبایی بروی سفالها کشیده اند دوران این تمدن از اواسط هزاره پنجم پیش از میلاد شروع میگردد.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 23:40  توسط مهدی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 22:41  توسط مهدی | 

اگربطور دقیق به تاریخ جهان نظری داشته باشیم و بخواهیم بررسی کنیم که تمدن از کجا و از چه زمانی شروع شده است میبینیم که تمدن فعلی مغرب زمین متاثر از تمدن شرق است و اگر در تاریخ شرق به جستجو بپردازیم نتیجهایی که می گیریم انست که کشور ایران گهواره تمدن بشر است و سهم بزرگی در تمدن جهان داشته است .حفاریهایی که در قسمت های مختلف ایران به عمل امده عقیده ان دسته از باستان شناسان را که معتقد بودند تمدن ایران از بین النهرین اخذ شده تغییر داده و به طور صریح اظهار نظر شده است که تمدن از فلات ایران به مغرب و جلگه بین النهرین رفته است. 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 19:57  توسط مهدی |